الوقت- در حالی که رژیم صهیونیستی طی دو سال گذشته با گشودن جبهههای متعدد علیه سرزمینهای اشغالی بیش از هر زمان دیگری نیازمند همگرایی و انسجام درونی است، روند تحولات خلاف این ضرورت پیش میرود و اختلافات میان چهرههای ارشد سیاسی و امنیتی روزبهروز عمیقتر شده و به نقطه بحران رسیده است.
در جدیدترین مورد از بروز اختلافات در کابینه، یسرائیل کاتس، وزیر جنگ و ایال زامیر، رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی اخیرا بر سر برخی مسائل در داخل ارتش بایکدیگر دچار چالش شدهاند، جالب اینکه ردگیری تحلیلگران و رسانههای صهیونیستی نشان میدهد صحنهگردان اصلی این جنگ و جدال جدید کسینیست جز خود بنیامین نتانیاهو، رئیس کابینه که سعی دارد از شکاف بین مقامات نظامی به نفع خود بهرهبرداری کند.
به رغم برگزاری جلسه جداگانه برای کاهش اختلافات با وساطت نتانیاهو، به نظر میرسد تنشها بین دو نفر فروکش نکرده و موج گستردهای از انتقادها را در بین افکارعمومی داخلی به راه انداخته است. نوع مداخله نتانیاهو و اختلاف دو مقام امنیتی به گونهای است که برخی از تحلیلگران در وصف این اختلاف گفتهاند که دولت نتانیاهو «مانند یک مهدکودک است که معلم از دعواهای کودکان لذت میبرد».
شروع اختلافات با انتصابات جدید در ارتش
این اختلافات زمانی شدت گرفت که زامیر تصمیم گرفت ژنرالها و افسرانی را که در مناطق جنوب، ارتش را هنگام حمله حماس هدایت کرده بودند، مجازات کند و همزمان فهرست انتصابات جدید ارتش را بدون هماهنگی با کاتس انجام داد.
کاتس در پاسخ، انتصابات را متوقف کرد و کمیته تحقیق جدیدی تشکیل داد تا بررسی کند آیا این اقدامات حرفهای بوده است یا خیر. زامیر معتقد است انتصابات و عزلها صرفاً مسائل حرفهای ارتش هستند، درحالی که کاتس آنرا نوعی شورش میداند. کاتس در همین راستا تصمیم گرفت انتصابات در مناصب عالی ارتش را به مدت ۳۰ روز متوقف کند که زامیر این اقدام را مداخله سیاسی و آسیب رساندن به آمادگی ارتش دانست.
نتانیاهو چند روز پیش هر دو را به دفترش فراخواند تا صلح برقرار شود اما کاتس در قرار حاضر نشد و درخواست کرد دیدار جداگانه داشته باشد که نتانیاهو پذیرفت نه به دلیل پرهیز از تنش بلکه برای بهرهبرداری کامل از اختلاف. پس از این رسانههای عبری اعلام کردند که نتانیاهو درحال بررسی برکناری کاتس از وزارت جنگ و تعیین گدعون ساعر وزیر خارجه به جای وی است.
زامیر انتقادات شدیدی هم علیه سیاستمداران تلآویو ابراز داشته و اعلام کرد بر خلاف ارتش که تحقیقات خود را در مورد شکست 7 اکتبر انجام داده، آنها هیچ اقدامی در این زمینه انجام انجام ندادهاند.
به نظر میرسد این مواضع فرمانده ارتش به مذاق نتانیاهو خوش نیامده و در پس پرده دنبال گرفتن زهر چشم از اوست. در این زمینه، روزنامه «هآرتص» اعلام کرد که دولت نتانیاهو تمایل دارد در این ماجرا ارتش را تنها متهم معرفی کند، و آنرا بخشی از روند گستردهتری برای کنترل سیاسی دستگاه امنیتی توصیف کرد، به گونهای که کاتس بیشتر به عنوان نماینده نتانیاهو عمل میکند که باید تصمیم گیرنده اصلی در امور نظامی باشد.
بر همین اساس برخی تحلیلگران صهیونیست در روزهای گذشته تیغ تند انتقاد خود از اختلافات بوجود آمده را متوجه شخص نتانیاهو و نحوه مدیریت او کرده اند. برای مثال افرایم گانور، کارشناس امور صهیونیستی راهبردی در گفتگو با الشرق الاوسط، این اختلاف را فضاحتی دانست که امنیت این رژیم را تحت تأثیر قرار داده و آنرا نتیجه رفتارهای خلقالساعه وزیر جنگ توصیف کرد که «دستور میدهد، میگوید، هدایت میکند و تهدید میکند». به گفته او، اگر نخستوزیر بر امور اسرائیل، امنیت و آینده آن تمرکز میکرد چنین وضعیت نامناسبی پیش نمیآمد.
تلاش نتانیاهو برای نشان دادن چهرهای قدرتمند از خود
در پی این تنش داخلی در میان تصمیمگیران نظامی ارشد کابینه، نحوه عملکرد نتانیاهو موضوعی بود که توجهات را به خود معطوف کرد و اخبار درز کرده از بازی دوگانه او تحلیلگران را به این سمت و سو سوق داد که گویی نخست وزیر نه تنها از این تنش ناراضی و نگران نیست بلکه حتی به دنبال ماهیگیری از آب گلآلود است و خود در پرورش دادن آن نقشآفرین بوده است.
وی زامیر را به دلیل نادیده گرفتن وزیر جنگ و کاتس را به دلیل افزایش حمله به زامیر و ارتش مورد انتقاد قرار داد. با این موضعگیری به نظر میرسد نتانیاهو قصد دارد از اختلاف بین مقامات امنیتی برای تضعیف جایگاه کاتس در حزب لیکود و همچنین جایگاه زامیر در ارتش بهرهبرداری کند تا خود را تنها فرد قدرتمند در صحنه سیاسی داخلی نشان دهد که میتواند ثبات را در کابینه و میان مقامات سیاسی و امنیتی برقرار کند تا این پیام را به جامعه صهیونی منتقل کند که بدون حضور او در رأس قدرت نه تنها انسجام دولت بلکه امنیت و ثبات در سرزمینهای اشغالی نیز به خطر میافتد.
در واقع، این اقدام بخشی از بازی سیاسی گسترده نتانیاهو پیش از برگزاری انتخابات پارلمانی سال آینده است تا با مدیریت بحرانهای داخلی، جایگاه خود را در عرصه سیاسی مستحکم کند.
از سوی دیگر، نتانیاهو با این اقدامات سعی دارد از زیر بار مسئولیت شکست ۷ اکتبر فرار کرده و تمام تقصیرها را گردن ارتش، سرویسهای اطلاعاتی و وزارت جنگ بیندازد. در دو سال گذشته، او با برکناری چندین مقام ارشد امنیتی تلاش کرده تحقیقات درباره این رویداد را متوقف کند و اکنون نیز کاتس و زامیر در آستانه برکناری احتمالی قرار دارند تا بدین ترتیب کنترل کامل بر امور امنیتی و سیاسی را کماکان در دست داشته باشد.
همه چیز به شکست در غزه ارتباط دارد
اگرچه درگیری اخیر سیاسی در کابینه بر سر پرونده 7 اکتبر رخ داده اما در این میان مسئله مهمتر عامل شکست در جنگ غزه و بازتاب آن در بازگشت بحران به داخل کابینه و به طور کلیتر در جامعه صهیونیستی است که هنوز نتوانسته از مشاهده نتیجه جنگ غزه رفع ریشههای فاجعه 7 اکتبر را بپذیرد.
در نگاه صهیونیستها به نتیجه جنگ، ارتش با وجود توان نظامی بالا و حملات گسترده نتوانست به اهداف اعلامشده از جمله نابودی حماس دست یابد، تا جایی که رسانهها، تحلیلگران و حتی سرویسهای اطلاعاتی این رژیم در هفتههای اخیر بارها اذعان کردهاند که حماس نه تنها نابود نشده بلکه با بازسازی توان نظامی خود کنترل کامل غزه را مجدداً به دست گرفته است.
مقامات امنیتی و سیاسی اسرائیل برای رهایی از اتهامات مرتبط با این بحران، به هر راهکار و حربهای متوسل میشوند، زیرا جامعه صهیونیستی مسببان اصلی این رخداد تاریخی را که سرزمینهای اشغالی را وارد چرخهای از بحرانهای امنیتی و سیاسی کرد فراموش نخواهد کرد.
این وضعیت نشان میدهد تلاشهای نتانیاهو برای پنهان کردن نقش و تبرئه خود در پرونده ۷ اکتبر ناکام مانده و نتوانسته بحران اعتماد مردم، ارتش و نهادهای امنیتی به کابینه را رفع کند.
در حقیقت، این اقدامات بیش از آنکه راهکاری واقعی برای حل بحران باشد، جنبه نمایشی و سیاسی دارند و هدف اصلی آن حفظ موقعیت نتانیاهو در صحنه داخلی است، درحالی که عملاً توانایی تغییر شرایط واقعی میدانی و مدیریت بحران را ندارد. این شکاف میان تصویر رسانهای و واقعیت عملی، عمق ناکارآمدی مدیریت بحران در تلآویو را برجسته میکند.
